ذبيح الله صفا
1602
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
نكتهء قابل ذكر اكنون كه مبحث انواع نثر و موضوعات آن را در اين دوره بپايان مىبرم ، ذكر اين نكته را بايسته مىدانم كه آنچه از اثرهاى مختلف كه تاكنون در بابهاى گوناگون نثر فارسى ، خواه در بخش اول و خواه درين بخش [ سوم ] آوردهام ، اعم از آنكه مستقيما از اثرهاى ايرانيان باشد ، يا از نوشتههاى هندوان و تركان ، همهء آثار اين دوره نيست بلكه بخشى و نمودارى از آنهاست . و نيز اين نكته را درينجا تكرار مىكنم كه اگر گاه اشارهيى بنوشتههاى پارسىگويان خارج درين مبحث شده به قصد تصاحب افتخارات ملتهاى ديگر نبود و نيست . مثلا اگر از ابو الفضل علامى و اثرهايش درين مبحث سخن گفته باشم ، يا پس ازين بشرح حالش اشارهء مختصرى كنم نه از آن بابست كه او ايرانيست ، بلكه بدان سبب است كه او در مقام بلندى كه كسب كرده به صورت مهرهيى اصلى در استخوانبندى ادب فارسى درآمده و از ذكر نام او در شمار پارسىنويسان و مورخان اين عهد چارهيى نيست . و گرنه او هنديست و متعلق بشبه قارهء هند ؛ و همين حكم دربارهء هر پارسىنويس و پارسىگوى هر سرزمينى كه باشد و ما ناگزير نامى ازو در اين كتاب برده باشيم ، جاريست . يادشان بخير و نامشان جاويد باد .